سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران

عید قربان شد و ما ذبح نکردیمـــ دلی

را که غیر قــَمرش قُمری ماه دگری ست

حتماً امسال قرار است بیایی آقا

حتماً امسال سپاه تو سپاه دگریست...

حتماً امسال قرار است ببینیمت ....آه

بوی پیراهن یوسف که بیاید خبریست...

دلم از شادی و شور از تو تماشایی تر

و نگاهی که گره خورده به چشمان دریست

و قسم می خورد اینبار دو چشمم انگار

تو می آیی..همه می آیند...شب نه...سحری ست

و خداوند نگفته است مگر صبح قریب...

می رسد...نکته همین جاست...کدامین سحری ست؟!

عید قربان شدو قربان شده نفس من و تو

پیش پای قدمش ذبح...غریب این بحری ست

باز این حنجر اسماعیل است ...ابراهیم

و تبر بر دوش یک پسر و یک پدری ست

ماه مهر آمده...بی مهری دوران پیداست

آب پیداست ولی آتش جان را سپری ست

سردی بهمن امسال به دود اسپند

و نگاهی که به دنبال کسی یا نفری ست

حتماً امسال قرار است بیایی آقا

حتماً امسال سپاه تو سپاه دگری ست

حتماً امسال قرار است ببینیمت ...آه

بوی پیراهن یوسف که بیاید خبری ست...

 

سروده شده در پنج شنبه.عید قربان.توسط77  "مرگ"

 

 






تاریخ : دوشنبه 94/7/6 | 2:26 عصر | نویسنده : 77 | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.