سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

بهار آمد و ما در خزان فرو رفته

تو کی می آیی؟!کدام روز؛سال؛هفته؟!

ز شوق این همه باران دلم شکوفه نکرد

بیا بهار دلم غنچه هام نشکفته

 

نه عاشقم نه پر از مهر و دوستی چه کنم

که بی بهار نه حتی بهار خوشبخت است

بیا که دانه ها زیر خاک افسرده اند

بیا بهار دلم بی بهارگی سخت است

 

دلم گرفته همین یک بهانه کافی نیست؟!

برای غیبت تو این زمانه کافی نیست؟!

اگر زمانه تمام جهان ترا گم کرد...

تو کی می آیی؛ این انتظار اضافی نیست؟!

 

فقط خدا، فقط او را برای دلتنگی

به دوستی و مروت قبول خواهم داشت

بهار گر چه ندارد بدون تو لطفی

ولی به یمن وجودش صبور خواهم داشت

 

به "مرگ" من تو اگر دوست داری تا

بهار ما به وجودت دوباره جان گیرد

بیا...بخند..شکفتن چه قدر شیرین است

بیا تو قبل از آنی که جان خزان گیرد






تاریخ : شنبه 92/2/14 | 6:34 عصر | نویسنده : 77 | نظرات ()

حس دیشبم خراب شد به خاطر غرور

آن خراب شد که من خاطرم شد از تو دور

حرفهای دیشبم پر شد از دو خط نو

خطی از تو تا به من،خطی از من تا به تو

اول از خطای تو،قلب زار من پتید

آری از برای هیچ مرغ حال من پرید

عاشقانه دیدمت،حیف روی ماه تو

آن نگاه عاشقت،حیف آن نگاه تو

خط دوم آمد و شد خطای دیگری

کاش از هم داشتیم،خاطرات بهتری

صبح دیگری شده ،روز از دوباره نو

عاشق توام ؛ توهم ، باز عاشقانه شو!






تاریخ : سه شنبه 92/1/20 | 12:43 عصر | نویسنده : 77 | نظرات ()

 

می دانم امسال از خدایت بود

تقدیر زیبایی ورق می خورد

می دانم اما باز هم امسال  

 ایمانمان هی شق و رق می خورد

امسال من احساس می کردم

  حس حضور ناب و زیبایت

یا خاطرات با تو بودن باز    

 محصور در جهلم عرق می خورد

امسال هم پایان سالم را  

با بودنت هی آرزو کردم

نه...من حواسم جای دیگر بود 

   چشمانم از بس بر شفق می خورد

تو پاک ما را غرق کردی در  

    ایمان و ما خود را در اندوهی

هی اشک و آه و هی بیا؛برگرد    

     اندوه در کفش تو لق می خورد

آقا بیا من قول خواهم داد  

    این بار با روی خوشی هر صبح

در انتظار دیدنت باشم    

چشمان من هم وق  و وق می خورد

پرواز کردم تا ترا دیدم  

      ما بین آن اسرار و خواهش ها

تو از خدایت بود برگردی  

 احساست اما هی طبق می خورد

دنباله ی شعرم همین یک بار  

  گفتم بیا آقا حلالم کن

باران چشمانم که می بارید  

 بر شیشه ی عمرم ت تق می خورد

ایام سرخ فاطمیه باز  

  چشمانم از اشک و شرر سرخ است

ای کاش می دیدیمتان آقا  

   امیدم اما بی رمق می خورد

می خواستم امسال با "مرگ"م  

 با یک تولد روبه رو باشی

بایک بهاری تازه روزی نو  

 دنیا ولی هی ماسبق می خورد

دنیا ولی هی ماسبق می خورد

اللهم عجل لولیک الفرج

 






تاریخ : جمعه 92/1/9 | 11:59 صبح | نویسنده : 77 | نظرات ()

 

 

گریه کن ای چشم که این اشک و آه

راه رهایی تو است از گناه

گریه کن ای دل که خدایت سمیع

می شنود گریه دل را ز چاه

گریه کن اینجا که کسی نیست جز

یک دو سه تا کودک نا آشنا

گریه کن ای دختر بی  آبرو

تا که نصیبت شود از او حیا

گریه کن او می شنود او که کرد

مادری در حق رسول خدا

روز عزای همه شیعیان

گریه کن از جان و دلت بی صدا

گریه کن این یک دو سه تا قطره اشک

روز الست است شفای شما

گریه کن این جا همه قربان کنند

جان سر عشق فاطمه بر خدا

گریه کن امروز به یاد علی

گریه کن امروز به یاد زهراء

السلام علیکم یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

 






تاریخ : دوشنبه 92/1/5 | 3:9 عصر | نویسنده : 77 | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.